مرا خدا ساخت

مرا كسي نساخت، خدا ساخت. ![]()
نه آنچنان كه كسي مي خواست، كه من كسي نداشتم. كسم خدا بود، كس بيكسان!
در باغ بي برگي زادم و در ثروت فقر غني ام كرد
و
از چشمه ايمان سيراب شدم و در هواي دوست داشتن دم زدم
و
در آرزوي آزادي سر برداشتم و در بالاي غرور قامت كشيدم
و
از دانش طعامم دادند و ازشعر شرابم نوشاندند
و
از مهر نوازشم كردند. تا حقيقت دينم شد
و
راه رفتنم، و خير حياتم شد و كار ماندنم،
و
زيبايي عشقم شد و بهانه زيستنم!

مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد
نقش هر نغمه كه زد راه به جايي دارد
عالم از ناله عشاق مبادا خالي
كه خوش آهنگ و فرح بخش هوايي دارد




+ نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط صادق
|
